گفتگو با دکتر نسرين اميري فوق تخصص روانپزشکي کودک و نوجوان - مريم منصوري
خيليها دوران کودکي را شادترين دوران زندگي ميدانند و هر از گاه آرزو ميکنند که برگردند به همان دوران شاد و رها و بيغم و غصه، به همان دوران کودکي. ولي پزشکان ميگويند در همان دوران شاد و رها و بيغم و غصه هم گاهي اوقات، افسردگي سراغ آدم ميآيد. يعني کودکان هم افسرده ميشوند؟ اين، پرسشي است که با دکتر نسرين اميري، فوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجوان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، در ميان گذاشتهايم و ماحصل سوال ما و جوابهاي ايشان، شده است گفتگويي که پيش رو داريد...
سلامت : خانم دکتر! آيا ممکن است بچهها هم افسرده شوند؟
بله، افسردگي در کودکان هم رخ ميدهد. حتي افسردگي در شيرخواران هم ممکن است رخ دهد. در گذشته ميگفتند شيرخوار دچار بيمارستانزدگي شده است، براي اينکه ميديدند بچههايي که بنا به دلايل جسماني به ناگهان از والدينشان جدا ميشوند و در بخشهاي ويژه مراقبت ميشوند، به مرور زمان نگاهشان فرق ميکند، ميزان خواب، غذا خوردن و گريه کردنشان تغيير ميکند و بعدها که اين بچهها پيگيري شدند، متوجه شدند که دچار نوعي افسردگي شدهاند. افسردگي در بسياري از موارد با علايم جسماني و رواني همزمان ديده ميشود. افسردگي در کودکان يک بيماري جدي محسوب ميشود و از طرفي در هر سني ممکن است رخ دهد؛ حتي در دوران نوزادي.
سلامت : افسردگي در کودکان بيشتر ديده ميشود يا نوجوانان؟
البته افسردگي بيشتر در نوجوانان ديده ميشود اما به هر حال ميزان آن در کودکان هم قابل توجه است. ما آمار خيلي دقيقي در اين رابطه نداريم اما آمارهايي که از کشورهاي آمريکايي و اروپايي داريم، گواه آن است که پنج درصد کودکان مبتلا به افسردگي ميشوند و اين، آمار بسيار قابل توجهي است که البته در کشورهاي در حال توسعه، از جمله کشور خودمان، احتمالا بيشتر هم هست.
سلامت : چه عواملي در ايجاد اين افسردگي موثر است؟
افسردگي ميتواند يک بيماري ژنتيکي باشد، يعني اگر افسردگي در خانواده وجود داشته باشد ميتواند انتقال پيدا کند. به جز عوامل ژنتيکي، تغييرات اجتماعي مانند جنگ، بلاياي طبيعي مانند سيل، زلزله و يکسري عوامل روانشناختي، مثل بچههايي که فقدان را تجربه کرده باشند، به خصوص فقدان پدر يا مادر و يا عزيزانشان، بيشتر مستعد ابتلا به افسردگي هستند. تحقيقات نشان داده است که اگر پسربچهها زير سن 13 سالگي پدر خود را از دست بدهند، براي ابتلا به افسردگي مستعدتر هستند. عامل ديگر، از دست دادن سلامت جسماني کودک است؛ مثل قطع عضوهايي که در حوادث رانندگي رخ ميدهد که متاسفانه در کشور ما زياد هم است. از ديگر عواملي كه به بروز افسردگي كمك ميكنند و براي پيشگيري، بايد به آنها توجه كرد. عبارت اند از: جدا شدن از خانواده و حاميان عاطفي، تعويض مدرسه يا مهدکودک و از دست دادن دوستان، مهاجرت يا اسبابکشي، تبعيض بين فرزندان، به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او، دوري يا مرگ عزيزان، شكايت والدين از ناراحتيهاي جسماني كه كودكان را نگران از دست دادن آنها ميكند، مطرح كردن مسايل و مشكلات اقتصادي در حضور فرزندان و...
سلامت : آيا تنبيه کودکان هم ميتواند سبب ايجاد افسردگي در آنها شود؟
بله؛ تنبيه و بدرفتاري با کودک بهعنوان يک عامل محيطي در ايجاد افسردگي در کودکان موثر است ولي توجه کنيد که جديت را نبايد با بدرفتاري اشتباه بگيريد. ما توصيههايي داريم در رابطه با بچهها که گاهي جديتهايي را به کار ببريم. جديت در مورد بچهها کاربرد دقيق دارد و با خشونت متفاوت است.
سلامت : علايم و نشانههاي بيماري افسردگي در کودکان چه چيزهايي است؟
اندوه، اشک و گريه مداوم، نااميدي به آينده، از فعاليتهايي که در گذشته انجام ميداده و از آنها لذت ميبرده است لذتي نميبرد، بيحوصله و کم انرژي ميشود، از نظر اجتماعي منزوي ميشود و دوست ندارد در جمع دوستان يا در مهمانيها شرکت کند، اعتماد به نفس او پايين آمده و دايم احساس گناه ميکند، دايم به دليل کارهايي که ميکند عذرخواهي ميکند و يا خودش را مقصر چيزهايي ميداند که به او ربطي ندارد. علامت ديگر اينکه به صورت مشخصه حساس شده است، به خصوص اگر طرد شده باشد، تحريکپذير و پرخاشگر شده است و مثل اين است که کودک دايم از چيزي شاکي است و در درونش حرصي دارد، به راحتي ارتباط برقرار نميکند و سخت دوست پيدا ميکند، شکايتهاي مکرر از بيماري جسمي مانند سردرد، شکم درد، پادرد و... بدون علت پزشکي دارد، غيبتهاي مکرر از مدرسه و يا انجام ندادن تکاليف، کاهش تمرکز، صحبت کردن درباره فرار از خانه و يا تلاش در جهت آن، اختلالات عمده در خواب و خوراک و صحبت از خودکشي از ديگر علايم است که در صورت ديدن اين علايم بايد به يک روانپزشک کودک مراجعه کرد زيرا افسردگي يک بيماري جدي است و سريعا بايد درمان شود.
سلامت : خانواده چه نقشي در درمان افسردگي کودکان دارد؟
خانواده و فضاي رواني آن نقش بسيار مهمي در پيشگيري از افسردگي و درمان اين اختلال دارد. البته در صورتي كه افسردگي، ناشي از عوامل دروني باشد، درمان آن بايد حتما توسط روانپزشک انجام شود اما براي درمان افسردگيهاي ناشي از عوامل محيطي، ساختن فضايي دوستانه و صميمانه كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و به جا برآورده ميكنند، موثر است. والدين بايد بدانند که ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش آنها ميتواند موجب افسرده شدن کودکان شود بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايد آنان را از اين نعمت محروم كنيم. بايد اجازه بدهيم كودك افسرده صحبت كرده و احساس خود را بيان کند. به احساس او احترام بگذاريم و سعي كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم. گاهي نيز لازم است محيط كودك را قدري تغيير دهيم. كودكان، خودشان بهترين منابع اطلاعرساني به بزرگسالان هستند. يعني ميتوانيم از خود كودك اطلاعاتي در مورد اين كه چرا غمگين است به دست آوريم. در بسياري موارد، افسردگي كودك به نوع رابطه او با عزيزانش به خصوص مادر مربوط مي شود. گاهي نيز رفتار خشونتبار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او، به بروز حالات غمزدگي و افسردگي در كودك ميانجامد. در اين صورت، آموزش والدين براي اين كه چگونه با فرزندشان رفتار كنند ميتواند بسيار كمككننده باشد.
منبع :هفته نامه سلامت 88.6.14