| حسادت در کودکان |
| نگارش یافته توسط حمیده عسکری | |||
|
مريم كوچولوي 3 ساله (فرزند اول) دائماً نازنين (فرزند دوم) را هل مي دهد و مدتي است از تاريكي مي ترسد و يا كارهايی از وي سر مي زند كه پيش از اين انجام نمي داده است. مادر آنها كه در ابتدا نسبت به اين رفتارها بي تفاوت بود با بزرگتر شدن اين 2 دختر و بدتر شدن روابط آنها به اين نتيجه رسيد كه بايد مشكلي در مريم كوچولو وجود داشته باشد. وي از مريم خواست با یک نقاشي خانواده را نشان دهد. مریم نازنين را نقاشی نکرد و او را از اعضای خانه حذف کرد. پس از حذف نازنین از نقاشی مادر حدس زد که تعمدی در کار بوده است و پس از بررسی دقیق تر پی برد که ممکن است مریم به نازنین حسودی می کند. كودكان معمولاً دوست دارند كه سعادت و خوشي شان حالت انحصاري داشته باشد و هيچ كس نتواند سعادت و خوشي را از آنان بربايد. بهنگامي كه خلاف خواسته آنان روی دهد حس مي كنند مظلوم واقع شده اند و كسي از آنها حمايت نمي كند. به همین دلیل متوسل به حسادت شده و راه بد خواهي را براي کسی كه چنين نعمتي را از آنان ربوده است در پيش مي گيرند. واقعیت این است که تعارضات و درگیریهای همشیرها منحصراً درونی نیست و می تواند از عوامل بیرونی نیز ناشی شود. از طرف دیگر می دانیم که کودکان ازضمیر ناهوشیار پاکتری نسبت به بزرگسالان برخوردار هستند و این مسئله سبب می شود که برخوردهای تبعیض آمیز والدین در ناخوداگاه آنان ماندگار و پایدار شود. نتایج حاصله از بررسی های مربوط گویای این واقعیت دردناک است که بسیاری از والدین نسبت به برخی از فرزندانشان متوسل به رفتارهای دردانه محورانه و تبعیض آمیز می شوند. به هر صورت بدون تردید نه تنها وجود گرایشات تبعیض آمیز سبب کاستی های روانشناختی کودک مطرود و مغبون می شود بلکه تنش ها، تعارضات و هم ستیزی های همشیر ها راهم تشدید کرده و درنتیجه فرصت سوزی جایگزین فرصت سازی می شود. با توجه به این واقعیات والدین باید متوجه لغزشهای خوددراین باشند. (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد حسادت در کودکان به سطح سوم مقاله مراجعه کنید.)
|
|||
| برای خواندن مقاله وارد شوید. |
|||
