دکتر مجيد سلطاني - گفتگو با دکتر فربد فدايي روانپزشک
واژه فراموشي براي همه ما واژه آشنايي است. شايد براي همه شما پيش آمده باشد که گاهي در جلسه امتحان، از آنچه خواندهايد ، چيزي به خاطر نياوردهايد، نشاني دوستي را فراموش کردهايد، شماره تلفني را به ياد نياوردهايد يا نام فرد آشنايي را که بارها او را ديدهايد، يادتان رفته و خطرناکتر از همه، روز تولد همسرتان را فراموش کردهايد! با اين مقدمه، ديگر معلوم است که در گفتگو با دکتر فربد فدايي، مديرگروه روانپزشکي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، ميخواهيم از فراموشي و علل و راهحلش حرف بزنيم. با ما همراه شويد...
سلامت : آقاي دکتر! فراموشي بيماري است؟
خوشبختانه اکثر مواردي که بهعنوان فراموشي مطرح است، جنبه بهنجار دارد و در افراد طبيعي ديده ميشود. براي نمونه، مواردي که در مقدمه بحث ذکر کرديد، عموما طبيعي است؛ البته به شرط آنکه جنبه هميشگي نداشته باشد اما مواردي نيز وجود دارد که حکايت از يک بيماري عمده ميکند. بيماري آلزايمر از آن جمله است. به هر حال فراموشي يک نشانه است که بايد به دنبال علت زيربنايي آن رفت و اين موضوع درباره فراموشيهاي عادي زندگي هم صدق ميکند.
سلامت : به نظرم خيلي بديهي است که ما بعضي چيزها را بدون هيچ علتي به ياد نياوريم.
خير، موضوع به اين سادگيها نيست. برگرديم به موردي که در مقدمه ذکر کرديد؛ يعني مردي که روز تولد همسرش را يا تاريخ ازدواجش را فراموش کرده است. البته احتياطا بايد بگويم توضيح من همه موارد مشابه را شامل نميشود اما دستکم برخي از آنها را تبيين ميکند. مردي که از ازدواج خودش ناراضي است، با همه کوششي که به خرج ميدهد که تاريخ ازدواج خود را به ياد داشته باشد و هديهاي هم به همسرش بدهد، فراموش ميکند هديه بخرد و آن روز را هم از ياد ميبرد و زماني که شب دير وقت به خانه بازميگردد و زنش را منتظر ميبيند، از اين فراموشي غيرارادي خويش واقعا شرمنده ميشود. اين موضوع تحت عنوان واپسزني در مبحث سازوکارهاي دفاعي رواني قابل ذکر است. اين امر ناشي از تمايل ناخودآگاه فرد براي فراموش کردن موضوعي است که در واقع نميخواهد انجام دهد.
سلامت : فراموشي در جلسه امتحان چهطور توجيه ميشود؟
گاهي فرد مطلبي را به طور سطحي و بدون توجه به روابط بين اجزاي آن به ياد سپرده است که در واقع همان يادگيري طوطيوار است. در اين حالت يادآوري مشکل است اما در صورتي که راهنمايي شود، مطلب را تا حدودي به ياد ميآورد. اين حالتي است که برخي دانشجويان با آن به خوبي آشنا هستند و بنابراين در امتحانها پرسشهاي چند گزينهاي (يا به اصطلاح تستي) را به پرسشهاي تشريحي ترجيح ميدهند.
سلامت : راجع به امتحان گفتيد؛ بنابراين اين را هم بپرسم که بعضي وقتها دانشآموز به معلم ميگويد پاسخ سوال سرزبانم است اما نميتوانم بگويم! آيا اين موضوع توجيهي دارد؟
اين موضوع توجيه علمي دارد. در واقع دانشآموز مطلب را ميداند اما به علت اضطراب، نوعي مهار در کارکرد مراکز تکلمي ايجاد ميشود، به نحوي که نميتواند معلومات خود را به صورت کلامي ابراز کند. در اين موارد معلم ميتواند با رفع اضطراب و تنش در دانشآموز به او کمک کند تا جواب بدهد.
سلامت : از فراموشيهاي طبيعي، ديگر چه نمونههايي وجود دارد؟
گاهي موضوعي را به ياد نميآوريم چون در زمان ديدن يا شنيدن آن توجه و تمرکز لازم را نداشتهايم. براي نمونه، هنگامي که به شدت نگران بيماري عزيزي بودهايم، همکارمان راجع به يک موضوع مطالب جالبي را گفته است که بعدها آن مطلب را به ياد نميآوريم. بهتر است اين حالت را حواسپرستي بناميم. هنگامي که فرد افسرده يا مضطرب باشد چون از توجه و تمرکز او کاسته ميشود، در به ياد سپردن مطالب نارسايي روي ميدهد و مشکل مربوط به يادآوري مطلب نيست.
سلامت : در شوخيها و فيلمها راجع به حواسپرتي استادان و دانشمندان زياد ميشنويم و ميبينيم. آيا واقعا دانشمندان حواسپرت و کمحافظهاند؟
ابدا اينطور نيست، بلکه امکان دارد که يک دانشمند يا هنرمند به اندازهاي در موضوعي علمي يا هنري مستغرق شود که توجهي به مسايل محيطي و حاشيهاي نداشته باشد و آنها را به ياد نياورد. البته گاهي هم اين شوخيها با دانشمندان و استادان نوعي ساز و کار دفاعي رواني از سوي شاگردان سابق آنان ميتواند باشد که با فرافکني حواسپرتي و بيتوجهي خود را در امتحانها به استاد نسبت دادهاند! البته گاهي راجع به حواس جمع بزرگان هم مطالبي ميشنويم. درباره دانته، شاعر معروف ايتاليايي گفتهاند روزي در ورونا (از شهرهاي ايتاليا) مرد ناشناسي از او پرسيد: « استاد! به نظر شما سالمترين و سادهترين غذا چيست؟» دانته در حال عبور پاسخ داد: «نيمرو!» سالها بعد در ميدان سان مارکوي ونيز همان مرد که ديگر پير شده بود، به دانته نزديک شد و پرسيد: «با چي؟» و دانته جواب داد: «با نمک!»
سلامت : آيا ميتوانيم بگوييم فراموشيهاي عادي ناشي از کمکاري دستگاههاي عصبي است؟
در مورد حواسپرتيها اين موضوع صحيح است اما درباره فراموشيهايي با زمينه ناخودآگاه عکس اين مطلب صدق ميکند، به اين نحو که برخي فراموشيها جنبه فعال دارد يعني دستگاه عصبي انرژي صرف ميکند تا موضوعي که جنبه ناخوشايند دارد به ذهن فرد نرسد تا او از اضطراب مصون بماند. اين امر ناشي از تمايل ناخودآگاه فرد براي فراموش کردن موضوعي است که در واقع نميخواهد انجام دهد. براي نمونه، فراموش کردن تاريخ امتحاني که براي آن آمادگي نداريد. در اينگونه فراموشيها سلولهاي عصبي سالم هستند و ضايعه عضوي وجود ندارد.
سلامت : آيا ميتوانيم نتيجه بگيريم هر فراموشي که در آن بافت مغزي سالم باشد، جنبه بهنجار دارد؟
نميتوان به اين صورت نتيجهگيري کرد زيرا در برخي از شديدترين نا به سامانيهاي رواني ما با فراموشيهايي رو به رو ميشويم که در آنها گر چه بافت مغز سالم است اما آسيبشناسي رواني عميق سبب نشانههاي چشمگيري ميشود که بر کل زندگي فرد تاثير ميگذارد. نمونه آن فرار روانزاد است. فردي که در اثر فشارهاي رواني شديد ناشي از مسايل اجتماعي (مانند ورشکستگي) يا روابط بين فردي (مانند اختلاف شديد و طولاني با همسر) دچار وضعيت به ظاهر لاينحلي شده است، امکان دارد به ناگهان هويت خود را از ياد ببرد، از شهر به شهر ديگري سفر کند، با نام جديد زندگي و پيشهنويني را آغاز کند و حتي همسر جديدي برگزيند، در حالي که از فراموشي خويش مطلقا آگاه نيست. اين فرد چند هفته، چند ماه يا حتي چند سال بعد ناگهان به خود ميآيد و مانند اينکه هيچ اتفاقي بعد از فراموشي او روي نداده باشد، ميخواهد دنباله زندگي قبلي خود را بگيرد، در حالي که از زندگي جديد خود چيزي به ياد نميآورد و حتي همسر و آشنايان تازه خود را به صورت افرادي ناآشنا ميبيند.
سلامت : يعني خاطرات زندگي چند ماه گذشته بهکلي از بين ميرود؟
خاطرات زندگي جديد به کلي محو نشده است بلکه از دسترس خودآگاهي او دور شده و در ناخودآگاه وي جاي گرفته است. اين حالت به علت ساز و کار دفاعي رواني تجزي روي ميدهد. فراموشي تجزيهاي، اختلال هويت تجزيهاي و خوابگردي نيز تحت تاثير همين سازو کار دفاعي رواني است، يعني بين بخشهايي از خودآگاهي تجزيه روي داده است. اين خاطرات به ظاهر فراموش شده به وسيله خوابواره (هيپنوتيزم) قابل دستيابي است. در اختلال هويت تجزيهاي که تحت عنوان شخصيت چندگانه معروفتر است، جنبههاي متفاوت شخصيت يک فرد هر چند گاه، به ناگهان بر تماميت رواني او غلبه مييابد، به نحوي که گويا ما با دو فرد کاملا متفاوت رو به رو هستيم که نامها، خلقيات، رفتارها، خاطرات و حتي گاهي لهجه و نمره عينک متفاوتي دارند و از وجود يکديگر نيز آگاه نيستند.
سلامت : گفتيد در تعدادي از فراموشيها که تاکنون ذکر شد بافت مغزي سالم است؛ در چه نوع فراموشيهايي بافت مغزي دچار ضايعه است؟
تعدادي از فراموشيها علل مغزي دارند که ناشي از تاثير عوامل شيميايي، فيزيکي، مکانيکي، و استحاله و دژنراسيون مغز است. براي نمونه، مستي و مسموميت حاد الکلي موجب ميشود فرد کارهايي را که در زمان مستي انجام داده است بعدها مطلقا به ياد نياورد. در واقع الکل به عنوان يک ماده شيميايي در فرآيند شکلگيري حافظه اثر تخريبي ميگذارد. حشيش و ال.اس.دي همچنين وضعيتي را ايجاد ميکنند.
سلامت : الکل روي حافظه چه اثر ديگري ميگذارد؟
مصرف طولاني الکل سبب نشانگان کورساکف ميشود که نشانه عمده آن فراموش کردن بخشهاي عمدهاي از رويدادهاي زندگي است، به نحوي که فرد به صورت نادانسته براي پوشاندن اين بخشهاي خالي، متوسل به افسانهپردازي ميشود و البته هر بار که خاطرهاي از گذشته را تعريف ميکند داستان جديدي را نقل ميکند (زيرا داستان قبلي را فراموش کرده است.) نشانگان ورنيکه نوع حاد فراموشي الکلي است که به دنبال مسموميت با الکل و کمبود ويتامين «B1» روي ميدهد و درمانپذير است اما در صورت تداوم و عدم درمان تبديل به نشانگان کورساکف ميشود.
سلامت : من شنيدهام که درمان با تشنج برقي هم ممکن است سبب فراموشي شود. درست است؟
درمان با تشنج برقي يا ECT که ميتواند در بيماران افسرده شديد ناجي زندگي باشد، گاهي باعث فراموشي موقت ميشود ولي اين عارضه در عرض چند هفته برطرف ميشود. به علاوه ECT يکطرفه (به جاي دوطرفه) فاقد اين عارضه است. به هر حال ترس از فراموشي موقتي نبايد مانع از استفاده به جاي اين درمان موثر باشد.
سلامت : از ديگر عوامل عضوي موجد فراموشي چه چيزهايي مهم است؟
ضربه مغزي، کوفتگي و دريدگي بافت مغز ميتواند سبب فراموشي شود که گاهي پسگستر و گاهي پيشگستر است. پسگستر يعني فراموشي از زمان حادثه تا مدتي قبل از آن (چند روز يا چند هفته) است. در پيشگستر، فراموشي از زمان حادثه تا مدتي پس از حادثه را شامل ميشود (يعني بيمار تا چند ساعت،چند روز، يا چند هفته پس از رويداد را به ياد نميآورد). اين فراموشيها با گذشت زمان تخفيف مييابد اما گاهي هميشگي است. خونريزي مغزي و غدههاي مغزي به علت از بين رفتن بافت مغز که ناشي از نرسيدن خون به سلولهاي مغزي است ميتواند سبب فراموشي شود، به ويژه در ضايعات نيمکره چپ مغز اختلالات به صورت ناتواني در تکلم و فراموشي اسامي بارزتر است.
سلامت : سن هم با فراموشي ارتباط دارد؟
ارتباط مستقيمي وجود ندارد اما به هر حال باگذشت زمان توانايي مغز در يادگيري و يادآوري به طور نسبي کمتر از دوران کودکي و جواني ميشود اما مغز با استفاده از تواناييهاي ديگر اين مشکل را تا حدودي حل ميکند. برخي بيماريها در دوران سالمندي ظاهر ميشود که نقصان شناخت و حافظه هم جزو نشانههاي آنان است. انواع خردزدودگي و يا زدودگيها از اين جمله است. در اين بيماريها از بين رفتن تدريجي سلولهاي مغزي سبب فراموشي ميشود. فراموشي در ابتدا اندک است اما به تدريج گسترش مييابد و پس از چند سال فرد حتي نام خود را به ياد نميآورد و اگر خود را در آينه هم ببيند، نميشناسد.
سلامت : براي درمان فراموشي چه بايد کرد؟
در مورد فراموشيهاي بيمارگونه که جنبه رواني دارند، رفع مشکلات زمينهاي با رواندرماني و درمانهاي دارويي معمولا موثر است. درمورد فراموشيهايي که جنبه عضوي دارند نيز پيشگيري نقش مهمي دارد؛ براي نمونه، پرهيز از الکل و موادمخدر و رفتارهاي پرخطري که منجر به حوادث ميشود. کنترل فشارخون و ديابت، ورزش و يک زندگي سالم و پرانگيزه به پيشگيري از فراموشي کمک ميکند. در مورد بيماري آلزايمر نيز امروزه ميگويند استفاده از داروهاي فرآيند شناخت (مهارکنندههاي کوليناستراز) باعث بهبود کيفيت زندگي بيمار (و اطرافيان وي) ميشود.
منبع : هفته نامه سلامت 88.6.28