| هدف گزینی |
| نگارش یافته توسط ندا علي بيگي | |||
|
اغلب افراد، بيشتر از آنكه به زندگي خود فكر كنند، به فكر تعطيلات تابستاني خود هستند. ناكامي در برنامهريزي، در واقع برنامهريزي براي ناكامي است؛ زيرا در صورتي كه شما زندگي خود را اداره نكنيد، ديگران و اتفاقات، زندگي را به جاي شما اداره خواهند كرد. بسياري از افراد فقط خود را به دست جريانات و اتفاقات زندگي ميسپارند. آنها ميآيند و ميروند، بدون آنكه با خود بينديشند كه هدف آنها از زندگي چيست و از آن چه ميخواهند و به دليل اينكه دقيقاً نميدانند چه چيزي از زندگي ميخواهند، هيچ گاه چيزي به دست نميآورند و هيچ گاه احساس موفقيت نميكنند. اين افراد هيچ گاه لذت هيجانانگيز موفقيت كه ناشي از انتخاب يك هدف و دستيابي به آن است را احساس نميكنند. مهم نیست که موفقیت را چه تعریف کنیم، افرادیکه برای خود و فعالیتهای شخصی - حرفهای خود هدفی را تعیین میکنند، دستاوردهای بیشتری داشته و پیشرفتهای بیشتری نیز به دست میآورند. کاملاً مشخص است افرادی که میدانند به کجا میروند، شانس بهتری دارند که زودتر به مقصد برسند. اگر شما مقصد خود را ندانید، احتمال این خطر وجود دارد که ساعتها و روزها راه بروید ولی در حقیقت به دور خود بچرخید این یعنی شما در زندگی حضور دارید ولی رشد و ترقی نمیکنید. بسیاری از متخصصین معتقدند که عامل «هدف گزینی» و تعیین هدف یکی از مهمترین عوامل متمایز کنندهی افراد موثر و موفق است. سهم این عامل در موفقیت مهمتر از هوش، تحصیلات و امکانات مالی است. هدف یک نتیجه یا پیامد مشخص و اندازه پذیر است که فرد میخواهد در یک چارچوب زمانی خاص به آن دست یابد. هدف، جهتگیری به سوی مقصد را هدایت میکند: مثلاً به دست آوردن یک درآمد مشخص، گرفتن یک شغل خاص، برقراری رابطه با فردی معین و هر چیزی که تا کنون در زندگی تجربه نکرده یا به دست نیاوردهایم. |
|||
| برای خواندن مقاله وارد شوید. |
|||
