مولف: محمدعلی سادات
سال انتشار: 1373
ناشر: انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی
در این کتاب ما به بررسی دوران کودکی که شامل اهمیت تربیت در دوران کودکی، دوره قبل از دبستان، تلاش برای کسب استقلال، همبازی شدن با کودکان، شیطنت های کودکانه، بلوغ، برقراری رابطه با نوجوانان، صمیمیت و رفاقت، مشورت با فرزندان، قاطعیت در تربیت، نقش دوستان، هماهنگی والدین، تنبیه بدنی، نقش مادر، نقش پدر و نقش خانواده خواهیم پرداخت.
اگر بخواهیم مهمترین مسائل و مشکلات والدین در زندگی خانوادگی را برشماریم، شاید چگونگی رفتار با فرزندان از مهم ترین و پیچیده ترین موضوعات با توجه به خصوصیات سنی و روحی فرزندان و هدفهای تربیتی باشد. در عین حال هر پدر و مادری در زندگی روزانه خود از صبح تا شام، به مناسبت پیشامدها و مسائل مختلف، شیوه هایی را که گاه علل و صحت آنها برخود نیز چندان روشن نیست، بکار می برند. رفتار والدین سهم مهمی از تاثیرات تربیتی از خانواده بر فرزندان را به خود اختصاص می دهد و لزوم آگاهی یافتن از ملاک ها و ضوابط رفتار صحیح از اهم ضروریات در انجام وظایف تربیتی والدین است. بی تردید تربیت فرزندان از مهمترین و در عین حال دشوارترین امور است، اما متاسفانه بسیاری از خانواده ها به تربیت کودکان و نوجوانان چندان که شایسته است بها نمی دهند. چه بسیارند مادرانی که درباره آشپزی کتابها خوانده اند اما در تربیت فرزند هنوز یک صفحه هم نخوانده اند. آنان گمان می کنند که تربیت کاری سهل و آسان است و هرکس به آسانی از عهده آن برمی آید، حال آن که حقیقت غیر از این است. این که هرکس با سلیقه و برداشت شخصی به تربیت فرزندان خود بپردازد و خود را از فراگیری مباحث تربیتی و راهنمایی صاحبنظران بی نیاز بداند، خطایی بزرگ است. جایی بسی تاسف است که بسیاری از کودکان و نوجوانان قربانی ناآگاهی و بی مسئولیتی والدین خود می شوند. دوران کودکی در زندگی انسان از اهمیتی ویژه برخوردار است. در این دوران می توان بنای یکی زندگی سالم و سعادتمند را پی ریزی کرد و از بروز بسیاری از مشکلات در آینده جلوگیری نمود. در گذشته به اهمیت و نقش این دوران در سرنوشت انسان توجه لازم نمی شد و پدران و مادران غالبا با بی توجهی و با رفتارهای خشونت آمیز با کودک رفتار می کردند و تنبیه بدنی را بهترین وسیله برای تربیت وی می دانستند. بنابراین اگر خانواده با اصول و روش های صحیح تربيت کودک آشنا باشد و آنها را به کار بندد، در دوره نوجوانی با مشکلات کمتری روبرو خواهد شد. معمولا از آغاز تولد تا حدود 13 – 12 سالگی را که تقریبا پایان دوره دبستانی است، دوران کودکی می نامند. این دوره از دو بخش عمده تشکیل می شود: 1 – دوره قبل از دبستان و 2 – دوره دبستانی. 1 – دوره قبل از دبستان: در سنین اولیه حتی المقدور نباید از تنبیه استفاده کرد یا در آن زیاده روی کرد به ویژه نباید از تنبیه بدنی استفاده کرد. در دوران کودکی، کودک تلاش می کند برای کسب استقلال و در این روند آزادی های بیش از حد سبب می شود که کودک به موجودی هوسباز و بی بند وبار تبدیل شود. و سنین 7 – 3 سالگی را مرحله یا دوران پرگویی بیان می کنند و نباید در این دوران با دادن پاسخهای نادرست کودک را گمراه کرد و در پاسخ پرسشهای کودک نباید دروغ گفت یا به غلط چیزهای موهومی را به او آموخت. والدین به ویژه مادر باید در برابر خواسته های نامعقول کودک مقاومت کنند و تسلیم گریه و جیغ و داد کودک نشوند. تاکید بر آزادی دادن و مهرورزی نسبت به کودکان در این دوره به این معنا نیست که در برابر خواسته های نامعقول آنها تسلیم شویم یا آنها را لوس و بدآموز بار آوریم و نباید انتظار داشت که کودک رام و مطیع باشد یا همواره آرام یا ساکت در گوشه ای در کنار بزرگترها بنشیند. 2 – دوره دبستانی: طفل در این دوره سنی انعطاف و پذیرش بیشتری برای تربیت دارد. این دوره دوره رفاقت و دوره یادگیری نیز هست و در مدارسی که والدین با اولیا مدرسه کمتر ارتباط داشته اند، دانش آموزان از مشکلات رفتاری بیشتری برخوردار بوده اند. و در دوران مدرسه تمرکز حواس در یادگیری بسیار موثر است و از دست دادن اعتماد به نفس معمولا مهمترین عامل عقب ماندگی های درسی است و مقایسه کردن، موفقیت دیگران را به رخ فرزندان خود کشیدن، انتظارات غیرواقع بینانه از او داشتن و تفاوت های فردی را نادیده گرفتن خطاهای تربیتی مهمی هستند و کودک به توجه و تایید پدر و مادر و تشویق آنها نیاز دارد. یکی دیگر از دوره ها دوره نوجوانی است که دشوارترین دوره حیات انسان از نظر تربیتی است که حدود سنی 18 – 12 سال را در بر می گیرد. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی و بزرگسالی است. از یک سو نوجوان در حال هجرت از وابستگی های دوران کودکی است، از سوی دیگر توانایی لازم برای حل بسیاری از مسایل زندگی را ندارد و همین نوسان فکری و روانی در او درماندگی، تزلزل و گاه پریشانی و ابهام ایجاد می کند و آرامش روحی را از او می گیرد. در این دوره آرامش دوران کودکی که ناشی از بی خبری کودک از بسیاری از مسایل زندگی است، دیگر در میان نیست و آنچه در فطرت و سرشت انسان به ودیعت نهاده شده، همگی در مرحله بلوغ از وجود نوجوان سربرمی آورد و همچون گلی پرطراوت بر نهال زندگی او می شکفد. در این دوره کشمکش جدی بین تمایلات نفسانی و گرایشهای معنوی نوجوان درمی گیرد و از اصلی ترین مسایل این دوران برقراری رابطه فکری و عاطفی با نوجوان است و در تربیت نوجوانان باید آزادی های مشروع آنها محترم شمرده شود و زمینه برای دست یافتن آنها به یک زندگی مستقل فراهم شود. در دوره نوجوانی، جوان پندپذیر نیست و پیوسته از در اندرز و نصیحت وارد شدن نه تنها کارساز نیست، بلکه آسیبهای تربیتی نیز به دنبال دارد. در صورت نبود روابط صمیمی بین والدین و فرزندان، فرزند با پناه بردن به دوستیهای خطرناک با جنس مخالف- به ویژه در مورد دختران- بیشتر ناشی از نبودن روابط صمیمانه بین والدین و فرزندان است و نکته مهم دیگر احترام به آزادی فرزندان که لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مساله تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم و از آنها زیاده انتقاد نکنیم که باعث لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه مراعات نکردن این مسئله است و باید شخصیت فرزند را گرامی داشت و با او مشورت کرد تا با این کار قوه تصمیم گیری برای زندگی آینده فرزندان را تقویت نمود. در این کتاب ما با سرفصلهایی چون: دوره کودکی، دوره نوجوانی، شیوه برخورد با فرزندان، تشویق و تنبیه، مسائل جنسی کودکان و نوجوانان، تربیتی دینی کودکان و نوجوانان آشنا خواهیم شد.